عنوان{نظام سیاسی اسلام و رهبری دینی در عصر غیبت}

عنوان /نظام سیاسی اسلام و رهبری دینی در عصر غیبت/ اف اِس|عنوان|50681110|fsx39023669|
هم اکنون فایل با مشخصه ی نظام سیاسی اسلام و رهبری دینی در عصر غیبت وارد وب شده اید برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب یا دریافت فایل بروید.

حجم فایل : 1.1 MB
نوع فایل : پاور پوینت
تعداد اسلاید ها : 250
نظام سیاسی اسلام
و رهبری دینی در عصر غیبت مقدمه شعاع تعاليم و عملكرد و تأثيرگذاری اسلام تمام عرصه‌های ظاهری و باطنی انسان رادر برگرفته و برنامه كامل چگونه زيستن و سعادتمند شدن انسان را در نگرش فردی و اجتماعی بيان می‌كند.
مهم‌ترين اهداف حكومت اسلامی
1- استقرار توحيد و رهانيدن مردم از بندگی غير خدا
2- رشد و تكامل علمی، فرهنگی و تربيتی انسانها
3- آزاد سازی توده‌های مردم و انسانهای مستضعف از چنگال ستمگران و بردگی مستكبران
4- برپايی جامعه نمونه و مديريت فاضله آرمانی از راه قسط و عدل
5- اجرای كامل قوانين آسمانی وانسانی ساز اسلام (اقتصادی- مالی- حقوقی- قضايی- سياسی- اجتماعی) « ولايت» مهم ترين اصل دراسلام و نگهبان توحيد، نبوت، عدالت ومعاد است.

امام باقرعلیه السلام می‏فرماید : « اسلام بر پنج چیز بنیان نهاده شد، برنماز، زكات، روزه، حج و ولایت و بر هیچیك از اینها چون ولایت توصیه نشده است، اما مردم چهار چیز را گرفتند و ولایت را رها ساختند .»

امام صادق‏علیه السلام نیز فرموده اند : سنگهای زیرین اسلام سه چیز است : ۱) نماز ۲) زكات ۳) ولایت ، كه هیچیك از اینها بدون دیگری صحیح نیست ».

امام خمينى (ره)، نخستين فقيهى است كه پس از آنكه مبحث دیرینه ولايت‏فقيه و حكومت اسلامى را در قالب‏تئورى بيان داشت، آن را مستقلا به مقام‏عمل نيز درآورد. فصل اول

مفاهیم وکلیات مفهوم نظام سیاسی اسلام مجموعه منسجمی از کنش ها و واکنش ها، اصول و قواعد حاکم بر رفتارهای اجتماعی که بر پایه مبانی اعتقادی اسلام استوار شده و در مسیر کمال حقیقی و قرب انسان به خدا گام برمی دارد.
در فرهنگ معين، سياست به معناي حكم راندن به رعيت و اداره كردن امور داخلي و خارجي كشور و همچنين به معناي داوري، سزا، تنبيه و جزا آمده است.

در لغت‌نامه دهخدا، سياست به معني تدبير، مصلحت و دورانديشي آمده است.

صاحبنظران، بيش از 200 تعريف راجع به سياست شمرده‌اند كه در اينجا به چند تعريف اصطلاحی مهم آن مي‌پردازيم.
سياست
1. سياست به مثابه علم قدرت

نظريه‌پردازان غربي، غالباً سياست را علم قدرت شمرده‌اند و افراد زيادي نيز در ايران به طور آشكار و روشن آن را پذيرفته‌اند موريس دوورژه با نقد تعاريف ديگر و دفاع از تعريف خود، سياست را علم قدرت ناميده است.

انديشمنداني چون جوزف فرانكل، ماكياول نيچه، فرانكلين لووان بومرو و ... چنين تعريفي از سياست دارند.

2. سياست به معني علم دولت

عده‌اي ديگر از نظريه‌پردازان غربي، سياست را علم دولت ناميده و آن را به معني علمي كه رفتار دولت را مورد بررسي و مطالعه قرار مي‌دهد تعريف نموده‌اند. به عنوان مثال، رافائل مي‌گويد: آنچه به دولت مربوط مي‌باشد يك امر سياسي است. او معتقد است كه تاريخ نظريه‌هاي سياسي عمدتاً درباره دولت است.

...